ابراهيم عاملي ( موثق )
190
تفسير عاملي ( فارسي )
پس مقصود اطمينان و تقويت دل مسلمين بوده است نه حضور ملك ، و اشكالات ديگر از اين نمونه كردهاند . « مسوّمين » 125 طبرى : عموم قرّاء كوفه و مدينه با فتح واو قرائت كردهاند كه اسم مفعول باشد از مصدر تسويم ، يعنى خدا آنها را نشانه دار كرده است ، و بعضى از قرّاء كوفه و بصره با كسر واو قرائت كردهاند به صورت اسم فاعل يعنى ملائكه براى خود نشانه و علامت معيّن كرده بودند و اين نشانه و علامت را هم مختلف نقل كردهاند : مثل اينكه پيشانى و يال يا دم اسبهاى خود را زده بودند و مقدارى موى گذاشته بودند و مانند زردى رنگ عمّامه شان و يا بقول هشام بن عروه رنگ اسبهاشان ابلق بوده است . « وَما جَعَلَه اللَّه إِلَّا بُشْرى ) * الخ » 126 طبرى : مجاهد گفت يعنى : ملائكه را وسيله ى خوشحالى و دلگرمى مسلمين قرار داد و گر نه هرگز ملائكه نجنگيدند چه در احد و يا در غير احد مگر در جنگ بدر ، و نيز طبرى در پايان نقل اين مطالب . چون حديث صحيح نداريم كه چند ملك بود و چه جور بود و همه ى اينها ممكن است باشد و ممكن است نباشد ما درستى و نادرستى آن را بآنهائيكه نقل كردهاند وامىگذاريم . فخر : اين جمله اشاره است كه مقصود اصلى اطمينان دل آنها است بظفر و چيره شدن ، از اينجهت با لام گفته شده است ، يعنى براى اينكه ، و منظور خوشحالى آنها هم بوده كه اوّل خوشحال شوند بعد دلشان آرام شود . « وَمَا النَّصْرُ إِلَّا ) * - الخ » 126 ابو الفتوح نوشته است : نصرت كند گاه بحجّت گاه بمدد فرشتگان و گاه بغلبه و ظفر . مجمع : يعنى نصرت و چيرگى خود را از جانب خدا بدانيد كه ملائكه هم به قدرت او است و نيز اشاره است كه توكّل وقتى درست است كه از هر دستاويز رو گردان شده يك بارگى رو بحقّ شوند . « لِيَقْطَعَ طَرَفاً » 127 ابو الفتوح : يعنى گروهى را هلاك كند از ايشان . سدّى گفت : يك ركن و قسمت عمده ى آنها را نابود و ويران كند كه كشته شوند